داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
کتاب مصورحاضر دربردارنده داستانهای کوتاه تخیلی برای گروه سنی «ب» است. در یکی از داستانهای کتاب از زبان کفش میخوانیم: مرا به کارگاه کفاشی بردند. من تنها نبودم. آن جا پر از چرمهایی به رنگهای مختلف بود. بعد از چند روز استاد کفاشی با دستان هنرمندش مرا دوخت. نمیدانستم چه شکلی شدهام. ولی میدیدم که کفشهای دیگر با تعجب و کمی حسادت به من نگاه میکردند. هدف داستان آشنایی کودکان با شغل کفاشی است.