داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
پیرمردی نامیرا، خسته از زندگی تصمیم به مردن میگیرد، او بدین منظور شروع به کندن گوری برای خویش میکند. این کار چند صد سال به طول میانجامد و مردم روستایی که وی در آن زندگی میکند، ترجیح میدهند وجود او را از ذهن و یاد خویش پاک کنند. اما در تمام این سالها اتفاقهای عجیب بسیاری، باعث میشود تا ناخودآگاه یاد پیرمرد، بارها در ذهن افراد روستا زنده شود. حادثههایی چون گم شدن یکبارهی چند کودک، عقیم شدن تمامی روستاییان، تکرار چندبارهی روزها و... اکنون که هفتصدسال از زندگی پیرمرد میگذرد زلزلهای شدید روستا را در کام زمین فرو برده اما پیرمرد هنوز زنده است. این کتاب از 17 داستان کوتاه تشکیل شده است که از آن جمله میتوان من آمدی... تو رفتم؛ دو پایان دو حرفی؛ سادهی ساده؛ آخرین روزی که زندهام؛ صنم، بت ماندگار؛ و سامانی متلاشی را نام برد.