داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«جلیل» پسر خان روستا، به عنوان معلم، در مدرسه آن منطقه، به تدریس مشغول است که پدر از او میخواهد تا آنجایی که قادر است در امر تدریس اهمال کرده و سعی کند کودکان روستا را بیسواد نگاه دارد تا از این طریق سلطه بیشتری روی اهالی داشته باشند. پس از مدتی، کمکاری و اخلاق نامناسب معلم، اعتراض ساکنان روستا را به دنبال آورده و ماجرا با بازرس آموزش و پرورش در میان گذاشته میشود. با پادرمیانی این شخص و اعمال زور، جلیل ناچار به آموزش صحیح میشود. اما خان که در این ماجرا شکست خورده، سعی میکند به نوعی دیگر از رعیتهای خویش انتقام بگیرد. بنابراین گروهی را اجیر میکند که در تاریکی شب افراد مورد نظرش را مورد حمله و ضرب و شتم قرار دهند. مردم روستا که به خوبی از موضوع اطلاع دارند به پاسگاه منطقه شکایت میکنند و در پی آن جلیل به روستایی دیگر منتقل شده و مسئولین پاسگاه به خان اخطار میکنند که در صورت ادامه کارهایش مجازات خواهد شد.