داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، رمانی فارسی است که با زبانی ساده و روان و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. نویسنده با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها، خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب با خود همراه میسازد. در داستان میخوانیم: «در تاریکی اتاق بهسختی میتوانم فنجان قهوه روی میز را ببینم اما چشمهایم دیگر دارند به تاریکی عادت میکنند و در این سیاهی بهتر میتوانم ببینم. بیآنکه به چیز خاصی فکر کنم با دست چپم با فنجان قهوه ور میروم و جرعهای از آن را مینوشم. در این اتاق که غیر از یک میز، چند صندلی و تاریکی چیز دیگری نیست بدجوری احساس تنهایی میکنم».