داستانهای فارسی - قرن 14 جنگ ایران و عراق، 1359 - 1367 - داستان
داستانهای فارسی - قرن 14 جنگ ایران و عراق، 1359 - 1367 - داستان
در بحبوحۀ جنگ، به دستور فرمانده، عدهای تصمیم میگیرند برای شناسایی مواضع دشمن، بر روی تپهای، که بارها بین نیروهای ایران و عراق دست به دست شده، راهی آن منطقه شوند. همۀ هماهنگیها انجام شده و مقدمات فراهم است. دو نفر پشتیبان آخر هم در محل پیشبینی شده مستقر میشوند و گروه شناسایی به راه میافتد. چند ساعت بعد، همان پشیتبانهای آخر، متوجۀ چند نفر میشوند که در سیاهی شب از تپه سرازیر شده و به سوی آنها میآیند. آن دو که بسیار ترسیدهاند، به خیال این که با نیروهای دشمن مواجه هستند، تصمیم به شلیک گلوله میگیرند اما گویی نیرویی عجیب، آنها را از این کار بازمیدارد و آن افراد ناشناس نیز پس از اندکی دوباره بازمیگردند. دم دمههای صبح بچههای شناسایی بازمیگردند و فقط همانجاست که پشتیبانها درمییابند افراد شب گذشته، همان "شناساییها" بودند که راه خود را در دشت و تپه گم کرده بودند.