نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام
دست‌هایش بوی گل می‌داد | خانه کتاب و ادبیات ایران

دست‌هایش بوی گل می‌داد

داستان‌های اجتماعی

دست‌هایش بوی گل می‌داد | خانه کتاب و ادبیات ایران

دست‌هایش بوی گل می‌داد

داستان‌های اجتماعی

قیمت
15,000
تاریخ نشر
13900927
شابک
978-600-121-238-3
تلفن
88665740
پدیدآور
اطلاعات تکمیلی
کد دیویی
8fa3.62
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 44 صفحه - تالیف - چاپ 1
کد دیویی
8fa3.62
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 44 صفحه - تالیف - چاپ 1
معرفی مختصر کتاب

کتاب حاضر، با موضوع داستان‌های اجتماعی، برای گروه سنّی (ج) تهیه شده است. در این داستان، حکایت پادشاهی به نگارش در آمده است که ازدواج نکرده و در رؤیاهایش عاشق دختر پریان است و انتظار او را می‌کشد. پادشاه باغی پر از گل‌های متنوع دارد و نگهبانانی برای باغ گمارده است تا کسی جرأت چیدن گل و درست کردن عطر را نداشته باشد. تمام فکر و ذکر پادشاه دربارة گل‌هایش خلاصه می‌شود به مملکت‌داری خود نمی‌رسد. تا این‌که خبر می‌رسد دختری در شهر پیدا شده که دست‌هایش بوی عطر می‌دهد. پادشاه، به وزیر خود دستور می‌دهد که دختر را دستگیر کند و با شکنجه از او اعتراف بگیرد، زیرا پادشاه تصوّر می‌کرد که او یک دزد است و گلی از باغ‌های او چیده است. سرانجام بعد از شکنجه و گفته‌های دختر، مشخص می‌شود که او دزد نیست و شباهت بسیاری به دختر شاه پریان رؤیاهای پادشاه دارد. این ماجرا باعث می‌شود که پادشاه تن به ازدواج با دختر دهد و تا آخر مطیع و فرمانبردار زنش گردد و به توصیه‌های او در امر مملکت‌داری گوش فرا دهد.