داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
راوی در خانوادهی نه نفرهی فقیری در یکی از محلات قدیمی تبریز زندگی میکند. پدر وی از طریق سبزیفروشی معاش خانواده را تامین میکند. راوی نیز به عنوان پادو در مغازهی پدر مشغول به کار میشود. "قاسم" یکی از مشتریان دایمی مغازهی سبزیفروشی است، که در حدود سیسالش است، کارگاه کوچک بافندگی داشته، اما وضع مالی خوبی ندارد. روزی قاسم به راوی پیشنهاد میدهد که با استفاده از وام بانک، زمینی درنزدیکیهای شهر خریده و سالنی بسازند و چند دستگاه بافندگی کش یا تریکو وارد کرده و با یکدیگر شریک شوند. راوی نیز با این پیشنهاد موافقت میکند. اما قاسم رفتهرفته، راوی را به دام اعتیاد کشانده و کسب و کار آنها نیز با ورشکستگی و خیل طلبکاران مواجه میشود.