آموزش و پرورش - رویکرد میانرشتهای شناخت (فلسفه)
آموزش و پرورش - رویکرد میانرشتهای شناخت (فلسفه)
مطالعات میانرشتهای از جمله پدیدههای نوظهوری است که نظام آموزشی در کشورها و مجامع علمی مختلف با آن روبهرو شدهاند و ازجمله مشکلات پژوهشگران درباره این مساله این است که مطالعات میان رشتهای معانی مختلفی دارد. از نظر برخی، میانرشتگی عبارت از بررسی اصول پارادایمی رشتهها و شرایط تحقق میانرشتگی است و برخی دیگر آن را گفتوگویی فراگیر دربارة دانشها و یا در مورد رابطه میان هویت و قابلیتهای رشتههای گوناگون تعریف کردهاند. این تفکرات، معرفتشناختی است، یعنی نوع و ارزش دانشهای حاصله را بررسی میکند. نوشتههای موجود در این مورد، بر ضرورت، قابلیت اجرایی و غنای میانرشتگی تاکید داشته و اندیشة آدمی را به سمت مفاهیم و نظریههای موجود در اینباره سوق میدهد. کتاب حاضر، حاوی مجموعه مقالاتی دربارة میانرشتگی و کاربردهای آن و شامل 5 فصل است: در 2 فصل نخست، وضعیت کنونی و چگونگی پیشرفت کار پروژهای و میانرشتهای بررسی شده است. در فصل سوم، نوعی اندیشة کاربردی بر روشهای میانرشتهای پایهریزی شده و بیان شده که نمیتوان میانرشتگی را تنها یک مدل در نظر گرفت. در فصل چهارم، نکات کاربردی پروژهها و نحوة مدیریت آنها توضیح داده شده و فصل آخر نیز به نحوة ارزیابی پروژههای پژوهشی آموزشی اختصاص یافته و چند روش جمعبندی نتایج حاصل از کار میانرشتهای بیان شده است.