داستانهای تخیلی طنز فارسی
داستانهای تخیلی طنز فارسی
کلاغهای بلوار ساعت ـ قشنگها و مشنگها ـ جلسهای تشکیل داده بودند و دربارۀ این موضوع بحث میکردند که اول کلاغ بود، یا تخم کلاغ؟ که ناگهان یک شیء گرد و سیاه، که به تخم یک اژدها شباهت داشت، از آسمان به میان آنها افتاد. رقابتی بین قشنگها و مشنگها بر سر تصاحب این تخم درگرفت که در نهایت به پیروزی مشنگها انجامید. کمی بعد قشنگها از طریق آنتنها، سیمها و دیشها دانستند که این تخم در واقع بمبی است که بر اثر اشتباه از یک هواپیمای جنگی بر روی بلوار ساعت رها شده است. قشنگها به دلیل غیرت کلاغی، مشنگها را از موضوع مطلع کردند، اما کمی بعد باز درگیریای بین آنها درگرفت که منجر به افتادن بمب در دریای انتهای بلوار و انفجار آن شد.