داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«نیلوفر» 15 ساله، خواهر بزرگترش را که روانه خانه بخت کردند، تمام تلاش خود را میکند تا سخت درس بخواند و وارد دانشگاه بشود. «بهنام» برادر نیلوفر دلباخته دخترخالهاش است، و «سیاوش» پسرخاله نیلوفر، دلباخته اوست، اما هیچکس این ماجرا را نمیداند. تا اینکه پس از گذشت چند سال نیلوفر در دانشگاه پذیرفته میشود، سیاوش از ترس اینکه با ورود نيلوفر به دانشگاه شرایط روحی و فکریاش تغییر کند، دل را به دریا زده و ماجراي عشق خودش به نیلوفر را به بهنام میگوید و... .