داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اين داستان روايتي است عاشقانه از زندگي دختري به نام «نوا» كه در يك دفتر نشر كار ميكند. «آرش زمان» از مسئولان نشر دلباخته نوا ميشود. پس از مدتي آرش به بهانههاي مختلف از ازدواج با نوا سر باز ميزند. نوا با كندوكاوهايي كه انجام ميدهد، متوجه ميشود كه آرش به او خيانت كرده است؛ نوا كه از اين ارتباط آسيب ديده، تصميم ميگيرد ديگر ازدواج نكند، اما دست سرنوشت او را در مسيري قرار ميدهد كه ميتواند خوشبختي را برايش به ارمغان بياورد.