داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«راز يک خيانت» داستان زندگي دختري به نام صدف است که درگير عشقي نافرجام ميشود؛ در سالهايي که سعي ميکند اين عشق را فراموش کند، سرنوشت بازي ديگري رقم ميزند و دوباره با کامران روبهرو ميشود. در بخشي از کتاب ميخوانيم: «چند نفر از پنجرههاي آپارتمان سرشان را بيرون آوردند و متعجب به او نگاه ميکردند، اما صدف بسيار ترسيده و دلشکسته بود، بيهدف به دويدن خود ادامه ميداد و صداهاي نامفهومي را به گوش ميشنيد...»