داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
ماجرای این داستان از زبان دختری به نام "یاسمین" بازگو میشود. از زمانی که هشت ساله بوده و تنها دختر پدری ارتشی و مهربان و مادی با فرهنگ و ثروتمند که به همراه آنها در یک عمارت بسیار بزرگ زندگی میکرده است؛ عمارتی که از پدربزرگ مادرش به ارث رسیده بود. مادر یاسمین برادری به نام "یوسف" دارد که به دلیل اختلاف با پدرش به همدان رفته و همانجا ازدواج میکند. به همین دلیل هم از ارث محروم میگردد. او پس از فوت پدر همراه خانوادهاش نزد خواهر بازگشته و در آن عمارت قدیمی ساکن میشود. او پسری دارد به نام "سهراب" که یاسمن با وجود سن کم به او دل میبندد و....