نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام
آنها هیچ از بهشت نمی‌دانند ... | خانه کتاب و ادبیات ایران

آنها هیچ از بهشت نمی‌دانند ...

داستان‌های فارسی - قرن 14

آنها هیچ از بهشت نمی‌دانند ... | خانه کتاب و ادبیات ایران

آنها هیچ از بهشت نمی‌دانند ...

داستان‌های فارسی - قرن 14

قیمت
15,000
تاریخ نشر
13870916
شابک
978-964-380-358-2
تلفن
88325376
پدیدآور
اطلاعات تکمیلی
کد دیویی
8fa3.62
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 76 صفحه - تالیف - چاپ 1
کد دیویی
8fa3.62
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 76 صفحه - تالیف - چاپ 1
معرفی مختصر کتاب

نگاهی به زیرتخت انداختم. چند نامۀ دست‌نخورده، چند حرف نشنیده اینجا مانده است! هیچ‌کس نمی‌داند! اگر می‌دانستی چقدر حرف برای گفتن دارم!... اما... دیگر سر به راه شده‌ام! این همان چیزی است که آنها می‌خواستند. سرم را پایین می‌اندازم. می‌گویم چشم و طوری اشک می‌ریزم که کسی متوجه نشود. می‌دانم، آنها نه طاقت لبخند مرا داشتند و نه طاقت اشک‌هایم را دارند! آنها یاد گرفته‌اند در هر صورت نگاهشان سرد باشد. من دیگر یک صورت بی‌حالت را ترجیح می‌دهم. لبخندی که در کار نیست... اما اشک‌ها را پنهان می‌کنم... پسر سر به راهی شده‌ام! درست همانی که می‌خواستند. پدر که راضی است؛ این خودش کلی می‌ارزد. پدر تو هم راضی است لابد. کمی هم بگذاریم دیگران رضایت را تجربه کنند... یلدا! من کجای داستان ایستاده‌‌ام؟ بر سر خواب‌های کودکی من چه می‌آید؟ داستان حاضر در قالب نامه‌هایی به نگارش درآمده که پسر ارباب به «یلدا» ـ دختر مستخدم خانه اربابی‌شان ـ می‌نویسد و در آنها از خود، زندگی اجباری‌اش در شهر، و تسلیم شدن در برابر انتقادات خانواده سخن می‌گوید.