داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«گوهر» دختری زیبا و سومین دختر خانواده بود. آنها در روستای مهاباد در درهای به نام «سپیدان» زندگی میکردند. او دو خواهر به نام گلبهار و گلناز و برادری به نام گلمراد داشت. پدر، میراب ده بالایی و مادرشوهرش «شهربانو» هنگام زایمان مراد از دنیا رفته بود. گوهر دختر حساسی بود و از تمام زیباییهای اطراف لذت میبرد. بیشتر عمر او در کنار دار قالی و کارهای مربوط به زندگی روستانشینی میگذشت. او به زحمت تحصیلات خود را تا پنجم ابتدایی رسانده بود و به دلایل منطقی از سوی ریشسفیدان امکانات تحصیلی به ده آنها راه نیافته بود. هزاران کیلومتر دورتر از محل سکومت گوهر، در یکی از شهرهای بزرگ و پیشرفتة ایران دختری به نام «شیرین» همسن و سال گوهر زندگی میکرد. بین زندگی ساده و مختصر گوهر و زندگی پر از دغدغه و تجملات شیرین فرسنگها فاصله بود. زندگی گوهر روستانشین و زندگی شیرین شهرنشین و نحوة تفکر و دید آنها به دنیا و اطرافش در این کتاب به تصویر کشیده شده است.