داستانهای تخیلی داستانهای حیوانات
داستانهای تخیلی داستانهای حیوانات
کوچه «آقاجمال» پر از موش بود و آلودگی همهجا را فرا گرفته بود. مردم محله دیگر خسته شده بودند و به همین علت به شهرداری شکایت کردند. مهندسی از شهرداری آمد و پس از بررسی کوچه به آمبولانس خبر داد و آمبولانس، کوچة آقاجمال را به بیمارستان برد. در آنجا دکترها پس از معاینه به این نتیجه رسیدند که کوچة آقاجمال دیگر کوچة موشهاست به همین دلیل آن را به بیابان انداختند و یک کوچة جدید به اسم کوچة آقاجمال ساختند و مردم از کودک و پیر همگی خوشحال شدند. این داستان تخیلی برای کودکان گروه سنی «ب» به چاپ رسیده است.