داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
در کتاب حاضر، که برای گروه سنی "ب" و "ج" به چاپ رسیده؛ روایت متفاوتی از داستان معروف "جک و لوبیای سحرآمیز" فراهم آمده است. در این داستان "جک" پسرک فقیری است که در عوض فروش گاو لاغرشان چند دانه لوبیای سحرآمیز از پیرمردی می گیرد. یکی از این دانه ها، برحسب اتفاق سبز می شود و به زودی تبدیل به درخت تناوری می گردد. جک از لوبیا بالا می رود. او در آن جا با غولی مواجه می شود. که دارایی های ارزشمندی دارد از جمله یک مرغ تخم طلا. جک با زرنگی اموال غول را برمی دارد و با قطع کردن تنه درخت لوبیا به زندگی غول پایان می دهد. او با استفاده از اموال غول مخصوصا مرغ تخم طلا پس از مدتی ثروتمند می شود؛ اما به جای مهربانی با زیردستانش خود غول دیگری می شود که ضعیفان و اطرافیانش را استثمار می کند.