داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این کتاب، داستانی فارسی در ژانر روانشناسی است. آقای «ایزدی» در شهری کوچک کارمند ردهي متوسط شهرداری است و با دخترش و مادر پیر و زمینگیرش روزگار میگذراند. همسرش، مدتی است از دنیا رفته. روزی ايزدي به دفتر شهردار فراخوانده میشود و مأموریتی برعهدهاش میگذارند: کُشتنِ سگهای شهر که تعدادشان بسیار زیاد شده و عملا از کنترل خارج شدهاند. سگها باید بمیرند، چون قرار است در این منطقه یک سرمایهگذاری حسابی انجام شود. اما، اگر سگها بمیرند... . «احسان فولادیفرد» با الهام از جهان پارودیکِ «بهرام صادقی» و استفاده از یک موقعیت راکد و قرار دادن مردی که چیزِ چندانی در زندگیاش ندارد جز دهنکجیهای ذهنیاش به جهان، موقعیتی خطیر میآفریند. سگها باید بمیرند تا شهر امنوامان شود. رمان با زبانی طنزآلود و شخصیتهای فرعیِ تأثیرگذارش، مخاطب را دعوت میکند به تماشای یک دگردیسی...، پوست انداختن و تماشای مردی که باید بکُشد... .