داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
آخرین شب تابستان بود و مردم دهکده «تپهي سرخ» در انتظار فردا که جشن شکرگزاری بود به خواب رفته بودند. تپهي سرخ، دهکده کوچکی در دل جنگل سرخ بود و جنگل سرخ جزئی از سرزمین «پاسارگاد». مردم دهکده هر سال محصولات خود را در روز بعد از جشن به شهر «ایساتیس» پایتخت زیبای سرزمین پاسارگاد میفرستادند. آن شب با اینکه همه در خواب بودند، «سام»، شاگرد آهنگری با خستگی آخرین ضربه را با پتک سنگین به تیغه شمشیر گداخته کوفت تا سفارش استاد «اوتیمور» را که سال گذشته از گارد سلطنتی گرفته بود به پایان برساند و... .