داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در این داستان، دختری روستایی با نام "مهتاب" که زادگاهش روستای "سپو" است در شهر درس میخواند. در این حال، معلم جامعهشناسی او را برای پسرش احمد خواستگاری میکند. به هنگام مراسم خواستگاری، زندایی مهتاب در حادثهی آتشسوزی از بین میرود. در مراسم عقدکنان، مادربزرگ مهتاب سکته میکند؛ زمانی دیگر دوست احمد در آب غرق میشود و سرانجام خود احمد از بین میرود و عروسی سر نمیگیرد و مهتاب میماند و غروبی غمگین در صخرههای روستای سپو.