داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در این داستان دختری کوچک که به دلیل فقر خانوادهاش هر روز با پای پیاده به شهر میرود تا درس بخواند یک روز در راه بیهوش میشود و مردی به نام «سفير گالي» او را مییابد و به خانهاش میبرد. وقتی به هوش میآید قصه زندگیاش را برای مرد تعریف میکند. گالی تصمیم میگیرد از آنجایی که این دختر شباهت زیادی به دختر دومش که فوت کرده است، دارد، او را برای تحصیل به مدرسه «رئيسجمهور» بفرستد. ورود او به مدرسه همراه با اتفاقات عجیبی است که او را در آینده در موقعیتی ابهامآور قرار میدهد.