داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
«مهرنوش» در راهروی خانه ای با دیوارهای آبی ایستاده بود که در ورودی یکی از اتاقهای آن به طرز اسرارآمیزی توجهش را جلب میکند. وقتی وارد آنجا میشود، موجودات خیالی را میبیند که با هم حرف میزنند. او درمییابد که همة آنها آرزوهای دوران کودکی او بوده است و اینک همگی در یک اتاق آبی جمع شدهاند. وقتی از خواب بیدار و متوجه میشود که همة اینها خواب بوده، برای رفتن به مدرسه آماده میشود. او در راه به این نتیجه میرسد که با بزرگ شدن آدمها، آرزوهای آنها نیز بزرگ و زیاد میشود، تا جایی که در اتاق آروزها جا نمیشود و آنها دیگر آرزوهای شیرین کودکی خود را به یاد نمیآورند. مجموعة حاضر مشتمل بر چهار داستان کوتاه است که داستان مذکور تحت عنوان «در اتاق آبی آرزوهای من چه میگذرد؟» یکی از آنهاست. عناوین دیگر داستانها عبارتاند از: باغ نیلوفرهای آبی؛ فرشتة کوچک؛ و یک اتفاق بامزه.