داستانهای اخلاقی - قرن 14 داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای اخلاقی - قرن 14 داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
در داستان مرگ و زندگی میخوانیم: فرزندان دور پدر پیر خود که در بستر مرگ بود، حلقه زده بودند. پدر زیر لب زمزمه میکرد «خیلی سخت است». فرزندان گفتند: «آری مرگ سخت است، اما شما نباید به آن فکر کنید». پدر در جواب گفت: «فکر به مرگ برای من سخت نیست، بلکه برای من سخت است که به این فکر میکنم که شاید سالها باید زندگی کنم و شما... «همیشه یادتان باشد که در یک لحظه باید به دو چیز متفاوت فکر کنید: یک این که ممکن است تا یک ثانیه بعد زنده نباشید و دیگر ممکن است صد سال دیگر زندگی کنید». مجموعة حاضر دربرگیرندة متنها و داستانهای کوتاه و پندآموز است که به یک نمونه از آنها اشاره شد. از دیگر عنوانهای آنها میتوان به دهقان، پرچم، پیوند، مورچه، پنجره و برف اشاره کرد.