داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
«ایلیا و حیفیا» با یه داستان دو جلدی قراره ذهن ماها رو سمت یه مسئلۀ خیلی اساسی و مهم هُل بده... چون که نویسنده بهدرستی فهمیده و اعتقادش اینه که اندازۀ ظرف فهم و درک ماها خیلی بزرگتر و عمیقتر از اون چیزی هست که بقیه و خودمون فکر میکنیم! توی جلد اول که اسمش «دزدان راز ایلیا» هست قراره با یه موضوعی شبیه نفوذ و مارموز بازیای بعضی آدمها آشنا بشیم که خیلی هم پیچیده نیست ولی میبینیم که اکثر آدمها که معمولاً هم حواسشون جمع نیست یا خودشون فکر میکنند خیلی حالیشونه، ولی باز میبینیم کاملاً بازی میخورن! اما جلد دوم که «سکههای ویرانگر» اسمش هست ماجراش قراره توی روستاهای «ایلیا» و «حیفیا» اتفاق بیفته. «خاخام موشل» و دوستاش برنامه دارن با اختصاص پولهای خاصی به مردم روستای «ایلیا»، ملت رو به جون هم بندازن و انگیزۀ اونها رو هم برای کار کردن خشک کنند! و جالبش اینه برای این کار هم اول سراغ بچههای مثبتترین آدم روستا رفتهاند! کتاب بامزه و باحالیه و جای فکر داره برای ما... . خوندنش بهشدت توصیه میشه.