داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
راوی داستان که سخت عاشق و دل بسته "شادیار "ـ همسر خود ـ است گفت و گوها و خاطرات مشترکشان را مرور میکند .او از این که "شادیار "همواره به دنبال "نکیسای "ذهن خود میگردد، بیمناک است .داستان "شادیار "و "نکیسای "افسانهای از این قرار است که "نکیسای "شاهدخت و "شادیار "پادشاه عاشق یکدیگر بودهاند . "نکیسا "از دوری "شادیار "جان میسپارد و پادشاه برای یافتن وی همه جا را زیر پا میگذارد تا این که بر سر مزارش، خاک او را میبلعد و به او دو بال میدهد تا پرواز کند و ...