داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«ترانه» شخصیت اصلی داستان، دختری زیبارو و باهوش است، که در خانواده ای فقیر زندگی می کند. مادر با وجود بیماری تنفسی اش در خانه دیگران کار می کند. تا مخارج زندگی و تحصیل«ترانه» فراهم شود. یکی از آن خانه های مجلل متعلق به فرد ثروتمندی به اسم«مودت» بود؛ و «ترانه» کوچولو گاهی همراه مادرش به خانه آنها می رفت. پسر کوچک خانواده«ارسلان» رابطه ای دوستانه با دخترک برقرار می کند؛ در حالی که خانم«مودت» تمایل چندانی به این دوستی ندارد. چند سال از این ماجرا می گذرد، و دخترک نوجوان به اجبار پدر معتادش به عقد مردی میانسال درمی آید. زندگی در کنار مردی خشن و بدطینت موجب روان پریشی«ترانه» شده، و او را روانه تیمارستان می سازد. او علی رغم سن کم حوادث تلخی را تجربه می کند، بی آن که از عشق آتشین«ارسلان» آگاه باشد. با مرگ شوهر«ترانه»، بی درنگ«ارسلان» از سفر خارج بازمی گردد تا شاید عشق گمشده اش را بیابد. اما غرور بیجای«ترانه» باعث رنجش خاطر«ارسلان» شده و او را به کام مرگ می کشاند.