داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در محل سکونت نویسنده یک عکاسی وجود داشت و صاحب آن شخصی به نام "اوستاعلی" بود. اوستاعلی عکسهایی را که بیشتر شبیه نقاشی بودند روتوش میکرد تا عیب عکسها برطرف شود. نویسنده با این اعتقاد که عکاسی را میتوان جایی شبیه موزه یا قبرستان تصور کرد، عکاسیخانهی محل سکونتش را به قبرستان زندهها و شیشههای محل نگهداری عکسها را به قبرهایی تشبیه کرده و آن را زندهشورخانه نامیده است با این تفاوت که در مردهشورخانه، مردهها را در روشنایی میشورند تا تمام پلیدیهای آنها مشخص شود، ولی در زندهشورخانه کارها در تاریکی انجام میشود تا مبادا پلیدیها دیده شود. او در سیزده فصل و در قالب داستان، عکاسی و مراحل تهیهی عکس را به مرگ و مراحل قبل از خاکسپاری تشبیه کرده است.