داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«نازنین» و استاد نقاشیاش، «جهانگیر»، عاشق هم میشوند و دو سال بدون ابراز عشق فقط در سکوت به هم عشق میورزند. هیچکدام از آنها بر غرورشان غلبه نمیکنند و هر دو در تردید یکطرفه بودن عشق خود به سر میبرند. تا این که نازنین با فردی به نام آرش ازدواج میکند، اما همچنان در رویای جهانگیر به سر میبرد و زندگی مشترک آنها از قاعدة زندگی زناشویی خارج میشود و به بیتفاوتی از جانب نازنین نسبت به آرش که عاشقانه دوستش دارد، منجر میگردد.