داستانهای انگلیسی - قرن 20م.
داستانهای انگلیسی - قرن 20م.
داستان «سوداگران مرگ»، سرگذشت مردي به نام «جفرسون هاليدي» است كه دست تقدير او را با زني به نام «ريما مارشال» آشنا ميسازد. ريما مارشال در زندگي هيچ چيز ندارد كه از دست بدهد و به پستترين درجات زندگي نزول كرده و داراي اطلاعاتي است كه ميتواند با بروز آنها هاليدي را به زندان بفرستد، اما هاليدي خيلي چيزها دارد كه با رفتن به محبس از دست خواهد داد. بنابراين، هاليدي طريقهاي را براي ساكت كردن ريما برميگزيند كه شالكه اين رمان را تشكيل ميدهد.