داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«یلدا» دختری زیبا است که به همراه مادر و برادر کوچکش و «عقیل» ناپدری بدذات و متمول خود زندگی میکند. عقیل ثروت پدر فوتشدة یلدا را بالا کشیده و اکنون با برچسبهای گوناگون بارها به یلدا گفته است که خانة او را ترک کند. یلدا با دختری به نام «سمیرا» در مدرسه دوست است. سمیرا دختری فراری است که قرصهای روانگران در مدرسه پخش میکند و خود نیز معتاد است و با «مهناز»، کسی که پارتیهای شبانه برگزار میکند، زندگی میکند. یلدا برای رفتن به پارتی اصرار میکند و یک شب سمیرا او را با خود میبرد، در اواسط پارتی یلدا به کمک سمیرا بدون اطلاع مهناز آنجا را ترک میکند و مهناز ناکام از اجرای نقشة شومش، سمیرا را تهدید به بیرون انداختن از خانهاش میکند. یلدا وساطت میکند و مهناز شرط ورود سمیرا به خانهاش را شرکت یلدا در پارتیهای شبانه میگذارد و یلدا میپذیرد و این آغاز ماجراست. وقایعی که پس از این به وقوع میپیوندد ادامة داستان را شکل میدهد.