داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
کتاب مصور حاضر داستاني تخيلي است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در داستان ميخوانيم: «آريل خيلي زود با تاپي دوست شد. تاپي هم آريل را دوست داشت. آريل يک افسار رنگي براي تاپي انداخت تا بتواند با اسبش به اينطرف و آنطرف برود. او بدن تاپي را با برسي که دسته جواهري داشت تميز و مرتب ميکرد تا بدنش برق بيفتد. موهاي نرم و کوتاه يال جلوي سرش را برايش ميبافت و خلاصه اينکه خيلي به او ميرسيد».