داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای کودکان و نوجوانان
«لونا» به چیزهای اطرافش همیشه به دقت نگاه میکرد. یک روز او «لیز» و «لیس» را برای گردش به ساحل دریا برد. او به بچههایش یاد داد تا همه چیز را با دقت ببینند و حتی چیزهایی مانند شنها که یخلی ریز هستند را با ذره بیننگاه کنند. آن روز به هر سه آنها خیلی خوش گذشت، چرا که به نعمتهای مختلف خدا با توجه و دقت زیاد نگاه میکردند و به نکتههای جالبی پی میبردند. شمارة ۵ از مجموعه آدمهای زیادهرو در برگیرنده یک داستان آموزنده برای کودکان گروه سنی «ب» میباشد.