داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
"سارا" دختری اهل تبریز است که تحت تاثیر محبتهای پسرخالهاش، "محمد"، به او دل میبندد. اما مدتی بعد محمد به ژاپن سفر کرده و قبل از سفر از "سارا" میخواهد که منتظرش بماند. او پس از مدتی بازمیگردد و با سارا ازدواج کرده و صاحب دختری میشود. اما با شروع جنگ تحمیلی محمد بدون رضایت سارا به ژاپن باز میگردد. و این امر سارا را بسیار غمگین میسازد. پس از چند ماه محمد بازمیگردد و همسر و دخترش را با خود به ژاپن میبرد. اما به دلیل رفتارهای نادرست محمد مشکلات زیادی برای سارا به وجود میآید. سارا مجبور است شبانهروز کار کند تا مخارجشان تامین شود. آن دو طی اتفاقاتی به ایران بازمیگردند، در حالی که محمد به آزار و اذیت سارا ادامه میدهد. سرانجام سارا از محمد جدا شده و دخترشان نزد محمد باقی میماند. سارا بعد از طلاق ادامهی تحصیل میدهد و پس از آن با کمک برادرش به ژاپن بازگشته و آرایشگری را به صورت حرفهای میآموزد. او بعد از 10 سال به ایران بازمیگردد و مستقل میشود و دخترش را که حالا بزرگ شده، نزد خویش میآورد.