داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر ماجراي زندگي دختري جوان است که پس از ازدواجي ناموفق درعنفوان جواني، مسيري ديگر را براي ادامه زندگي خويش انتخاب ميکند. در اين مسير با دوستي برخورد ميکند و ماجراهايي غيرمترقبه پيش ميآيد. مطالعه اين رمان، سبب ميشود جوانان عبرت گرفته و فريب افراد سودجو را نخورند. در بخشي از کتاب ميخوانيم: «يلدا به سمتي که آنها را ديده بود، اشاره کرد، ولي متوجه شد ديگر اثري از آنها نيست. در عرض چند ثانيه به سرعت برق و باد ناپديد شده بودند! نغمه گفت من که نديدمش، مطمئني خودش بود؟»