داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
مسئله از وقتی شروع شد که مامان برای اطمینان از سلامت خود، شروع به دادن آزمایش کرد. دکتر ارتوپد برای او آزمایش تراکم استخوان نوشته بود. بعد از گرفتن نتیجة آزمایش دریافتیم که استخوانهای کمر و لگنش، هریک چند درصد پوکی دارند. از همینجا مسئلة تغذیه برای ما مهم شد و مامان برای آیندة ما برنامهریزی کرد، روزی 3 لیوان شیر، خوردن کشک و قرهقوروت و دیگر خوراکیهای مفید برای ما لازم شد. طبق تعریف مامان پردة گوش برادرم در کودکی پاره شده بود، اما به خاطر خون خوبی که داشت، جوش خورد. من هم تصمیم گرفتم با مراقبت از خودم، خون و استخوانهایم را سالم نگه دارم. حالا نیز مامان به غذاهای چینی به خاطر سبزیجات زیادش علاقهمند شده و آنها را برایمان تهیه میکند. مجموعة حاضر مشتمل بر داستانهای کوتاهی با مضامین اجتماعی و در قالب طنز است که داستان مذکور تحت عنوان «پوکی استخوان» یکی از آنهاست. از دیگر داستانهای کتاب میتوان خلوتگاه؛ جوکستان؛ قورمهسبزی؛ و شام آخر را نام برد.