داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
کتاب مصور حاضر داستاني تخيلي است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در داستان ميخوانيم: ««اميرعلي» زير لحاف خوابيد و صدا کرد که مامانبزرگ قصه بگو. «مخملو»، عنکبوت کوچولو صداي «اميرعلي» را که شنيد، خوشحال شد و از پشت آينه بيرون پريد، ولي همان موقع مادربزرگ که وارد اتاق ميشد، «مخملو» را ديد. اخم کرد و با دمپايي دنبالش دويد. مخملو پريد پشت پرده، ولي خيلي ناراحت شد که مادربزرگ اين کار را کرد».