داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در این داستان "جهانگیر" و "ناصر" دوستانی دانشگاهی هستند جهانگیر پسر شهرستانی و خان زاده و ناصر اهل تهران و پسری وارسته از خانوادهای فهیم است. پس از پایان تحصیلات جهانگیر به شهر خود بازمیگردد و تشکیل خانواده میدهد. او صاحب دختری به نام "مریم" میشود. ناصر نیز در تهران ازدواج میکند که ثمره آن یک دختر و یک پسر به نام "سینا" است. زمانی که سینا به سن شانزده سالگی میرسد، همه خانوادهاش را بر اثر تصادف اتومبیل از دست میدهد. جهانگیر به تهران رفته سینا را با خود به شهرش میبرد تا با آنها زندگی کند.....