داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در این داستان "کامران" خدمتکار خانه "آقا مراد" و "اعظم خانم" است که از زندگی در خانه آنها راضی نیست؛ زیرا به رغم محبت های آقا مراد، اعظم خانم رفتاری خصمانه با او دارد. کامران در اوج نا امیدی با دختری به نام "ستاره" آشنا می شود و هم زمان با عده ای از دوستانش به جلساتی عرفانی راه می یابد که مردی به نام "سراج" هدایت جمع را بر عهده دارد. کامران که به ستاره دل باخته به دلیل برخی مشکلات روحی و اقتصادی ستاره را ترک می کند تا با دستی پر بازگردد و.....