داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان حاضر به تصریح نویسنده: "سرگذشت مردی است که آرزو دارد همه شاد زندگی کنند. انسانی که با تمام وجود سعی میکند به یاری مردم بشتابد. انسانی که بنا به وصیت دوستش تا آخرین لحظهی زندگی میکوشد که عزیزان دوست از دست رفتهاش را تنها نگذارد. گرچه از اخذ مدرک تحصیلی بازمیماند ولی سعی میکند حقایق و غایت زندگی را بشناسد و به خصوص عشق و تقوی را به جوانان بشناساند. بالاترین معشوق و معبود را الله میداند. جسم را قفسی برای روح میشناسد و همواره منتظر روزی است که این قفس بشکند".