داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«آرزو محققی» به همراه پدرش «آرمان» زندگی خوبی را میگذراند. مادر او هشت سال پیش فوت کرده و اینک پدر تصمیم به ازدواج مجدد گرفته است، ولی آرزو مخالف است. «گوهر خانم» وارد زندگی آنها میشود و با اخلاق پسندیده و صبوری در مقابل رفتارهای ناپسند آرزو، کمکم او را به خود علاقهمند میکند و همچون مادری به او را محبت میکند. «سیما»، «نسیم» و «هنگامه» دوستان دبیرستانی آرزو هستند که اوقات خوشی را با هم میگذرانند. «نیما»، برادر بزرگتر نسیم است که در پی این رفت و آمدها به آرزو علاقهمند شده و با او ازدواج میکند. برای هر کدام از دوستان آرزو اتفاقاتی خاص میافتد که آرزو بنابه رسم دوستی همچون یاری مهربان به آنها کمک میکند و خود نیز در فراز و نشیبهای بسیاری قرار میگیرد که از او یک انسان صبور و خیر میسازد.