داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستاني از افسانههاي کهن است که با زباني ساده و روان نگاشته شده است. در اين داستان در روزگاران قديم، در گوشهاي از سرزمين زيبا، پادشاهي حکومت ميکرد به نام شاهرخ شاه، وي برخلاف پادشاهان تا حدودي رعيتنواز بود، فقيري در سيطرهاش وجود نداشت: وي داراي دو فرزند بود، پسر بزرگتر شمسالدين و پسر کوچکتر نجم الدين نام داشت. مدتي گذشت تا همسر پادشاه بيماري لاعلاجي به سراغش آمد، پزشک دربار نتوانست برايش کاري کند، چند روز بعد همسر شاه از دنيا رفت. شاهرخ شاه بعد از مدتي تصميم گرفت زن دومي اختيار کند.