داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر داستان دختري به نام مينا است که دراثر ورشکستگي شرکت پدرش دچار شوک عجيبي شده است و پدرش در بستر بيماري به سر ميبرد. در قسمتي از کتاب ميخوانيم: «سرمو انداختم پايين و گفتم: کدوم شرکت؟! باغباني نامرد همهي پولا رو از حساب اصلي شرکت خارج کرده، به خاطر همين بابام الان تو اين حال و روزه. همون عمو حسين که اين همه بابا بهش اعتماد داشت».