داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
زني به نام فرشته که به سبب دخالت اطرافيان در زندگياش دچار مشکل شده است، با زني به نام ماريا آشنا ميشود. ماريا در پي عشقي، رنج غربت را ميپذيرد و در اين سفر، اتفاقات غير منتظرهاي براي وي رقم ميخورد. در بخشي از کتاب ميخوانيم: «دلم براي همشون ميسوخت ساحل و مادرش چه گناهي داشتن که قرباني حماقت کورش و ظلم اون پيرزن شدن. البته از يه جا دلم شاد بود...»