داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان
پسر کوچکی با یک زرافه دوست میشود و او را نزد خویش میآورد. آنها دوستهای خوبی برای یکدیگر هستند و بسیار به آن دو خوش میگذرد. اما این دوستی بیدردسر نیست. مثل صبحها که زرافه از خواب بیدار میشود و پسرک برای شستن دست و صورتش به زحمت میافتد. یا روزی که میخواستند عکس یادگاری دونفره بگیرند. سرانجام آن دو به این نتیجه میرسند که اگر زرافه در جنگل بود این اتفاقات رخ نمیداد، بنابراین پسرک زرافه را به جنگل میبرد؛ جایی که با او دوست شده بود. کتاب به همراه متن انگلیسی به چاپ رسیده است.