داستانهای تربیتی داستانهای حیوانات
داستانهای تربیتی داستانهای حیوانات
عقابی روی درختی مخفی شده و مراقب طعمهاش بود. او جوجه بلبلها را در لانهشان دید و میخواست آنها را برای غذا شکار کند، اما مادر جوجهها سر رسید و برای نجات جان جوجههایش التماس کرد. عقاب حیلهگر به بلبل گفت که اگر آواز زیبایی بخواند، جوجهها را رها میکند. بلبل که چارهای نداشت، شروع به آواز خواندن کرد. اما عقاب گفت که آواز بلبل زیبا نبوده و جوجهها را خواهد خورد. وقتی عقاب برای شکار جوجهها پرواز کرد، اتفاقی افتاد و او به سزای عملش رسید. این داستان از مجموعه «داستانهای آموزنده از زندگی حیوانات» به دو زبان فارسی و انگلیسی به چاپ رسیده است.