داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستانی آموزنده و کوتاه با این بنمایه موضوعی است که رؤیای آدمها مثل بادکنک است که یک روز مرگ باید آن را بترکاند. این حادثه آنجا آغار میشود که بدانیم آدم وسط دایرهای که شکل خورشید دارد ایستاده، دایرهای با هزار پرتو و هر شعاعی از آن، یک راه ناگوار است که سرنوشت ما را رقم میزند. در این میان ما خواسته یا ناخواسته یکی از این راهها را انتخاب میکنیم و سرنوشتی چون قهرمان این داستان مییابیم ...