داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، مجموعه داستانهای کوتاه فارسی، با موضوعات مختلف اجتماعی است. عنوان برخی از داستانها عبارتند از «نبض»؛ «صورتکها»؛ «در تسخیر عبور جاده»؛ «مثل هبوط آدم»؛ «سرگیجه»؛ «اعماق»؛ «تا ساعت سه» و «سنگی در راه». لیلا بیست و چهار ساله دانشجوی سال آخر پزشکی است و سرپرستی یازده بخش بیمارستان لوسمی را به عهده دارد. او خود نیز لوسمی دارد و تحت درمان با داروی «آترا» است و قرار است به محض پاسخ اوّلیه گلبولها و پلاکتها، تحت پیوند مغز استخوان قرار گیرد. او عاشق پزشک خود «امیر» شده است و برای او شعر میخواند. «امیر» نیز با وجود ناجور دانستن رابطة عاطفی میان پزشک و بیمار به وی دلبسته است. آزمایشات عمل جراحی را ضروری نشان نمیدهند و «لیلا» کمی مانده به سال تحویل، قرار است مرخص شود. «امیر» کشیک بخش را به عهده میگیرد و با یک گلدان شمعدانی، تنگ ماهی و شمع خود را به تخت «لیلا» میرساند امّا با تخت خالی او مواجه میشود و شک ندارد «لیلا» در یک روز بارانی بازخواهد کشت تا شعر تازهاش را برای «امیر» بخواند.