داستانهای حیوانات دعا - داستان موشها - داستان پدربزرگها و مادربزرگها - داستان
داستانهای حیوانات دعا - داستان موشها - داستان پدربزرگها و مادربزرگها - داستان
موش کوچولوی خالخالی، هیچکس را در این دنیا نداشت و خیلی تنها بود. او گاهی با خود میگفت که ای کاش مادربزرگی داشت که برایش قصه میگفت، به حرفهایش گوش میداد و کیک پنیر برایش درست میکرد. در نهایت «موش کوچولو» به آرزویش رسید و سه موش با او همراه شدند. این کتاب، برای گروه سنی «الف» و «ب» نوشته شده است.