داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این داستان بلند روایتگر زندگی دختری با نام «نجمه» است که در دوران پهلوی به همراه پدرش در روستای کرمآباد زندگی میکند. او پسری با نام «مازیار» دارد که بسیار کنجکاو است بداند چرا پدرش با آنها زندگی نمیکند. نجمه پاسخ به این سوال را منوط به پذیرفته شدن مازیار در دانشگاه کرده است. پس از قبولی مازیار در دانشگاه نجمه ماجرای خود با همسرش «اردشیر» را برای او بازگو مینماید. پس از آن اتفاقاتی در زندگی مازیار و مادرش رخ میدهد که حقیقت تازهای را برایشان روشن میسازد.