داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
ماجراهاي اين داستان در سال 1300 ه.ش رخ ميدهد. پسري به نام «حسين» كه در يك خانواده ثروتمند تبريزي متولد شده به كمك خانوادهاش يك كارگاه كفشسازي راهاندازي ميكند. او و همسرش «آيلار» روزگار خوشي را كنار هم ميگذرانند؛ تا اينكه آيلار سرناسازگاري گذاشته و از حسين ميخواهد به تهران مهاجرت كنند. مخالفتهاي حسين، فايدهاي ندارد و آنها به تهران ميآيند. پس از مدتي كه از زندگي آنها در تهران ميگذرد، آيلار باز هم ناسازگارانه برخورد ميكند، اما اين بار حسين به تعقيب آيلار ميپردازد تا علت اصلي رفتار او را درك كند و... .